بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
381
خلاصة التجارب ( طبع قديم )
گاهى متحرك بود كه بهر طرف مىرود و اين را ريح الكبد گويند در يك محل محتبس باشد و اين را نفحة الكبد گويند و گاه باشد كه باد در جگر باشد همچنانچه در سپرز مىباشد و علامت آن آنست كه چون دست بران فشارند قراقر اندك كند و باشد كه بدست نهادن و ماليدن متفرق شود و يا سبب در سده قوى بود كه بامتلا و گرانى تمدد كند علاقهء جگر را و وجع تمددى محسوس گردد و يا سوء المزاجى مختلفى باشد كه در نواحى پردهء جگر پديد آيد و بكيفيت غالبه ايلام مىكند يا ورمى بود در محدب يا مقعر جگر كه بتفرق اتصال ايلام و اين بايست بود علاج آنجا كه سبب بريح يا نفخه بود و سبكى محل درد و تمددى خوردن چيزهاى نفاخ و عدم علامات ديگر و حركت ريحى بدان گواهى دهد غذا نبايد دادن و چندانكه ممكن بود چيزهاى سخت گرم سازنده گشاينده و تحليل و تلطيفكننده به كار بايد داشتن از شربتهاى مقوى چون شراب دينارى و اصولى و بزورى و ماء الاصول با عسل و اشباه اينها و از سفوفات مقوى محلل چون سفوفى كه از باديان و انيسون و كمون و كرويا و نانخواه و تخم كرفس و قاقله و قرنفل مجموع يا بعضى بقند شيرين كرده سازند و اگر بعسل معجون كنند هم بسى نافع آيد و درينباب اقوىست از جمله ضمادات مناسبه مثل ضمادى كه از سنبل و ميان گل و كاورس كوفته و به آب قرنفل سرشته و اندك مشك و عود خام با آن ضم كرده ساخته باشند و استحمام بسى نافع بود و شراب صرف فاتر ساخته بر ناشتا خوردن فائده دهد و تفتيح سده نيز كند و اگر در حين تشنگى اشتها غلبه كند غذاى لطيف محلل مقوى بايد دادن از آنچه در امراض ريحى سبقت يافته و قبل از تسكين نيز همين حكم دارد و رس بر بالاى چنان طعامى منفعت عظيم بخشد باذن اللّه تعالى و آنجا كه سبب سده قوى بود علاج بدستورى كه در سدهء سبقت بيان يافته است بايد كردن و آنجا كه سبب سوء المزاج مختلف باشد تعديل مزاج بايد كردن به نوعى كه مرارا در سوء المزاجات اعضا مقرر شده بتخصيص سوء المزاج معده و مرى جالينوس گويد مرا مدتى وجع اندك در جگر بود و من آن را بانواع كردم و نيكو نمىشد آخر الامر از تدبير آن مايوس شدم تسخيرى كردم و بخواص كواكب استعانتى جستم در معا چنان ديدم كه از حبل الذراع شاخى كه بميان خنصر و بنصر آمده آمده و قطع و داغ كردن نافعست چنين كردم آن علت به زودى زائل شد و اين چند جاى ديگر هم بتجربه پيوسته و آنجا كه سبب سده ورم جگر علاج ورم بايد كردن قريب بدستورهاى كه در ورم معده مذكور شده آماس پخته سبب آن اولا سده باشد